گرمایش جهانی: زمین زیر لحافی از دی اکسید کربن

دسامبر 17, 2007

تا حالا در تابستان در ماشین با پنجره بسته, بدون کولر و در زیر آفتاب نشتسته اید؟ اگر پاسختان مثبت است, شما در مقیاسی کوچک فرایندی شبیه گرمایش جهانی را تجربه کرده اید. در ماشین با پنچره های بالا اشعه های خورشیدی بدون مشکل از شیشه رد میشوند و در برخورد با درون ماشین به اشعه هایی با طول موج متفاوت (معمولا مادون قرمز) تولید میکنند. اگر پنجره ها باز باشد, این اشعه ها به بیرون از ماشین راه می یابند و دمای ماشین چندان بالا نمیرود. اما شیشه سدی است در مقابل این اشعه ها: با پنجره بسته, اشعه های مربوطه در درون ماشین باقی میمانند و در برخورد با در و دیوار و شیشه ها به انرژی گرمایی تبدیل میشوند. لذا درون ماشین به شدت از محیط بیرون گرمتر میشود.

دی اکسید کربن (و چندین گاز دیگر که در کنار هم به گازهای گلخانه ای معروفند) همچون شیشه ها, اشعه در طول موج نور خورشید را به راحتی از خود عبور میدهند (لذا این گازها بی رنگ هستند). اما این گازها در مقابل اشعه های مادون قرمزی که از برخورد نور خورشید با زمین به وجود می آیند شبیه دیوار عمل میکنند و اجازه عبور نمی دهند.

قبل از عصر صنعتی شدن, معادل انرژی ای که توسط نور خورشید به سطح زمین ساطح میشد, از سطح زمین به فضا فرستاده میشد. در نتیجه دمای زمین کم و بیش ثابت بود (و از شانس ما در محدوده ای که حیات را ممکن میسازد): ورودی و خروجی انرژی یکسان است و دما تغییر نمیکرد. اما اگر سدی در مقابل خروج انرژی از اتمسفر زمین ایجاد شود, انرژی خورشید در روی سطح زمین گیر میکند و لذا به گرم شدن زمین منجر میشود. شکل زیر فرایند مزبور را نمایش میدهد:

اثر گلخانه ای

تا اواسط قرن 19 گازهای گلخانه ای و خصوصا دی اکسید کربن به مقداری درجو زمین وجود داشتند که به نگهداری دمای زمین در حد مناسب برای حیات منجر میشد (پنجره ماشین کمی بسته بود که ما سردمان نشود). اما با سوزاندن بیش از پیش سوختهای فسیلی (نفت, گاز, ذغال سنگ و غیره) در این صد و پنجاه سال, تراکم این گازها در جو زمین افزایش یافته و در نتیجه هر روز درصد بیشتری ازاشعه های گرمایی متصاعد شده به فضا در مقابل سد این گازها متوقف شده و به گرم کردن زمین می پردازد. به عبارت دیگر, با سوزاندن سوختهای فسیلی ما در حال بالا کشیدن پنجره این ماشین بوده ایم, و حالا به مرور تاثیرات این پنجره نامريی نمایان میشوند. دو نمودار زیر میزان دی اکسید کربن در جو زمین (ارتفاع پنجره) و سرعت تصاعد این گاز (سرعت بالا کشیدن پنجره) را نشان میدهند. همانطور که میبینید ما با سرعتی روز افزون در حال بالا بردن گازهای گلخانه ای در جو زمین میباشیم. در پست بعد به این مساله خواهم پرداخت که با این سرعت به کجا میرویم.

تراکم دی اکسید کربن در جو زمین میزان دی اکسید کربن متصاعد شده به جو در نتیجه فعالیتهای بشر

گرمایش جهانی: در مورد آن چه میدانیم؟

دسامبر 16, 2007

global-warming.gif

نظر سنجی BBC اشاره میکند که عمده ایرانیان تحصیلکرده و مقیم خارج از کشور اطلاعات زیادی در مورد گرم شدن تدریجی کره زمین و دلایل آن ندارند. توجه به این موضوع فقط در دهه اخیر افزایش یافته و لذا عجیب نیست که بیشتر مردم از دلایل و روندهای مربوطه بی اطلاع هستند. اما اهمیت موضوع آنچنان زیاد است, و حل مساله چنان مشکل, که جز بسیج مردم از اقصی نقاط دنیا راه چاره ای برای حل این مشکل جهانی وجود ندارد. اگر شما کمتر از 40-50 سال سن دارید و یا برای آینده بچه ها و نوه های خود, یا جوانان دیگر, اهمیت قايلید, بهتر است در مورد روند گرم شدن کره زمین اطلاع کسب کنید و ببینید که از دست شما چه بر می آید.

من سعی میکنم در چند پست به جنبه های مختلف این امر اشاره کنم. در این پست سوالهایی را که در پستهای آینده مطرح خواهم کرد می آورم. شما میتوانید سوالهای دیگر خود را مطرح کنید تا در پستهای آینده به آنها نیز بپردازم.

دلایل گرمایش جهانی (Global Warming)  چیست؟

– در صورت تداوم روندهای کنونی به کجا میرویم؟

-چرا باید نگران گرم شدن کره زمین بود؟

– برای بهبود شرایط چکار میتوان کرد؟ ما به عنوان یک فرد چگونه میتوانیم نقشی در بهبود وضعیت داشته باشیم؟

– چه مشکلاتی در راه حل مشکل گرم شدن کره زمین وجود دارد؟

فیلمهای فرانسوی و نقاشیهای مدرن

دسامبر 13, 2007

modernart.jpg

وقتی 7 سال پیش از ایران به آمریکا می آمدم, فیلمهای مورد علاقه ام عمدتا از نوع فیلمهای هالیوودی بودند. اما در طول این سالها به مرور علاقه ام به اینگونه فیلمها کم شده و در عوض فیلمهای متفاوت (Alternative) و خصوصا فیلمهای فرانسوی برایم جذابیت بیشتری پیدا کرده اند. در مورد موسیقی کلاسیک هم فرایند نسبتا مشابهی را شاهد بوده ام: در حالی که قبلا عمدتا از موسیقی کلاسیک شناخته شده مثل آثار معروف بتهوون لذت میبردم, این روزها با کارهای تکنوازی باخ و پیانوی راخمانینوف خیلی راحتتر از قبل ارتباط برقرار میکنم. همینطور در مورد نقاشی و مجسمه سازی, خیلی بیش از قبل آثار مدرن برایم جذابیت پیدا کرده است. خلاصه سلیقه ام در کارهای هنری در این چند ساله خیلی تغییر کرده است, ولی نمیدانم که دلیل این تغییر چیست. این سوال جالبتر است با در نظر داشتن اینکه در این مدت وقت چندانی برای برهمکنش با هنر نگذاشته ام و فضای آمریکا نیز معمولا فیلمهای فرانسوی و نقاشی مدرن را تبلیغ نمیکند. پس چرا این تغییر سلیقه در من رخ داده؟ فکر میکنم بعضی از دوستان دیگرم نیز تجربه مشابهی داشته اند, در نتیجه باید توضیحی قانونمند برای این مشاهده وجود داشته باشد.

بلندی صفهای بنزین برای چیست؟

دسامبر 12, 2007

gasline.gif

ظاهرا صفهای بنزین در تهران بسیار طولانی شده اند. این امر با کاهش مصرف بنزین در اثر سهمیه بندی آن در تناقض مینماید. فکر میکنید چرا با وجود کاهش مصرف, مردم بیشتر در صف بنزین معطل میشوند؟

شرایط مشابهی در آمریکا و درست بعد از انقلاب ایران به وجود آمد: هیچ تغییر مشهودی در عرضه یا تقاضای بنزین به وجود نیامده بود ولی ناگهان صفهای طولانی بنزین در سراسر آمریکا نمایان شدند و بسیاری از پمپهای بنزین بدون بنزین ماندند. ظاهرا در مورد آمریکا, ترس مردم از کاهش عرضه (به خاطر انقلاب ایران و خاطره تحریم نفتی اعراب) موجب شده بود که همه سعی کنند باکهای خود را پر نگه دارند. لذا بنزین از درون پمپها به باک ماشینها منتقل شده بود و باعث کمبود بنزین شده بود. کمبود به نوبه خود به تشدید ترس انجامیده و به ادامه وضع کمک کرده بود. خلاصه این شرایط برای چند هفته ای ادامه پیدا کرده بود.

نمیدانم که آیا در مورد ایران مکانیزم مشابهی در عمل است یا خیر. احتمالا با توجه به مدت زمان طولانی که از آغاز سهمیه بندی گذشته, دلیل ادامه صفهای طولانی نه به کمبود بنزین در پمپها, بلکه به حجم کمتر بنزین زده شده در هر رفتن به پمپ بر میگردد. با توجه به سهمیه محدود, بعضی رانندگان به جای پر کردن باک خود فقط درصدی از باک را پر میکنند, و لذا به طور متوسط تعداد مراجعات به پمپ افزایش می یابد. با افزایش تقاضا و بدون افزایش عرضه, طول صف بیشتر میشد. چه دلایل دیگری به نظر شما میرسد؟

کتابهای آموزشی طالبان

دسامبر 11, 2007

 talebanbook.jpg

یکی از مسوولین سفارت عربستان در آمریکا در مورد ریشه های ایجاد و تقویت طالبان و نقش آمریکا صحبتهای جالبی داشت. پس از اشغال افغانستان توسط شوروی در ابتدای دهه 80, آمریکا به تقویت مجاهدین مسلمان در افغانستان همت گماشت تا این نیروها با سربازان شوروی بجنگند. مسوول سفارت به طراحی و تکثیر کتابهای درسی برای آموزش در مدارس مذهبی در پاکستان اشاره کرد. ظاهرا این کتابها در آمریکا (در نبراسکا) چاپ میشده اند وعمدتا در جهت رادیکال کردن و ترویج روحیه خشونت در بین کودکان و جوانان مجاهد طرح ریزی شده بوده اند. برای مثال در کتاب فیزیک ابتدایی مثالی است معمول در بحث حرکت و سرعت که اگر ماشینی با سرعت X کیلومتر در ساعت حرکت کند, ظرف چند ساعت مسافت Y را طی خواهد کرد. در کتابهای چاپ آمریکا برای مجاهدین این مثال تبدیل شده بود به: اگر مجاهدی گلوله ای به سمت سرباز شوروی که در فاصله Y است شلیک کند و سرعت گلوله X باشد, ظرف چند ثانیه سرباز شوروی مورد اصابت گلوله قرار خواهد گرفت!

ظاهرا به علت تیراژ بالا و نبود جایگزین, کتابهای مزبور هنوز هم در مدارس پاکستان و افغانستان یافت میشوند.

خوک از کی حرام شد؟

دسامبر 10, 2007

چند شب پیش میهمان دوستی تونسی الاصل بودیم که باوجود اینکه استاد برق است, به مسایل تاریخی علاقه بسیار دارد و با مطالعه است و در نتیجه نکات جالب زیادی در صحبتهایش وجود داشت. از جمله در مورد ریشه های تاریخی حرام شدن گوشت خوک به نکته جالبی اشاره کرد. بیش از 4000 سال پیش در سواحل رود نیل بیشتر زمینها به شکل مردابی بوده و بیماریهای انگلی در میان خوکهای وحشی موجود در این نقاط فراوان. شکار و خوردن این خوکها موجب بیماریهای انگلی مختلفی بین مردم میشده و لذا کاهنان مصری حکم به ممنوعیت مصرف گوشت خوک می دهند. قرنها بعد وقتی یهودیت در سرزمین فراعنه شکل میگرفته, تحریم گوشت خوک نیز از جامعه میزبان به دین یهودیت راه می یابد. دوست ما معتقد بود که شباهتهای فراوان بین شوونات اسلام و یهودیت به انتقال این حکم تحریم از یهودیت به اسلام اشاره میکند.

ایرانیان در ژاپن

دسامبر 9, 2007

tokyopolice.jpg

یکی از اساتید همکارم ژاپنی الاصل است. در خانه یکی از دوستان مشترک در مورد ملیتهای مختلف صحبت بود و در خلال صحبت آنها از ایرانیهای مقیم آمریکا سوال کردند و من هم بر پایه کارهای تحقیقاتی گروه مطالعات ایرانی در MIT به وضعیت خوب مالی و تحصیلی این ایرانیها اشاره کردم. دوست ژاپنی ام که معمولا بسیار ساکت است لبخندی زد و گفت در ژاپن هم ایرانیهای زیادی هستند. با کمی پرسجوی بیشتر متوجه شدم که تصویر ایرانیها در ژاپن هیچ تعریفی ندارد: با وجودی که استاد مربوطه سالهاست در ژاپن زندگی نمیکند, ایرانیهای ژاپن را به عنوان افرادی فعال در کارهای خلاف و باندهای تبهکاری میشناخت. حرف چندانی برای گفتن نداشتم چرا که در این مورد چیزهای مشابهی شنیده بودم. در عین حال جای شکرش باقی بود که دوست ما همه ایرانیها را با یک چوب نمیراند: در ادامه صحبت از من در مورد دانشگاههای بهتر ایران سوال میکرد چرا که امسال تعداد زیادی متقاضی دوره دکترا از ایران به رشته وی تقاضا نامه فرستاده اند و او علاقه مند به جذب دانشجویی خوب بود …فکر میکنید ما ایرانیها در نگاهمان به مثلا افغانیها چقدر میتوانیم بین کلیشه های موجود در ذهنمان و واقعیت تک تک افراد تفاوت قایل شویم؟

صنعت در مقابل دانشگاه

دسامبر 8, 2007

امشب شام را با یکی از دوستان خوبم که برای کنفرانسی به واشنگتن آمده گذراندیم. وی که به تازگی دکترای برق خود را از دانشگاه MIT  دریافت کرده در مورد بازار کار در رشته تخصصی خود توضیحاتی داد که برایم جالب بود.  تحقیقات او به طراحی چیپ های کوچکتر برای سریعتر کردن کامپیوتر مربوط میشود. نکته جالب این بود که به نظر دوستم ظرف 10 سال اخیر محققین در شرکتهای تجاری مثل Intel و AMD عملا کار تحقیقات در این زمینه را کاملا در دست گرفته اند. مثلا 10 سال پیش محققین دانشگاه MIT  همیشه یک قدم جلوتر از بهترین کارهای تحقیقاتی صنعتی بوده اند. اما در حال حاضر محققین دانشگاهی عملا حرف چندانی برای گفتن ندارند. به طور خلاصه رشد سریع شرکتهای صنعتی به رشد  متمرکز نیروهای تحقیقی در درون این شرکتها انجامیده به طوری که هم اکنون این مراکز تحقیقاتی چه از نظر نیروی انسانی و چه از نظر امکانات یک سر و گردن بالاتر از دانشگاهها هستند. این امر در عمل به کاهش جذابیت این رشته و افول آن در دانشگاه خواهد انجامید. چنین مکانیزمی در بسیاری از زمینه های تحقیقاتی با کاربری صنعتی تکرار شده وخواهد شد: تحقیقات اولیه در دانشگاه انجام میشود و به پایه گذاری صنعت می انجامد, با رشد شرکتهای صنعتی توانایی آنها برای راهبری کارهای تحقیقاتی بالا میرود. با توجه به نقش کلیدی پیشتازی علمی در موفقیت مالی در این رشته ها, شرکتها به جدیت روی کارهای تحقیقاتی سرمایه گذاری میکنند و در نتیجه ارزش افزوده نسبی دانشگاه پایین می آید. با کم شدن بودجه تحقیقاتی در دانشگاه, اساتید و دانشجویان نیز از رشته مربوطه دوری میجویند.  این منطق نسبتا ساده و شفاف مینماید,هرچند که فکر نمیکنم در همه صنایع اتفاق بیفتد. به نظر شما  چه خصوصیات یک صنعت موجب عملی شدن یا نشدن این فرایند میشود؟

ایرانیها باهوشترند یا اعراب؟

دسامبر 7, 2007

saudi-1.jpg

تا امروز تصویر ذهنی من از عربستان سعودی عمدتا تصویری منفی بود: کشوری پر ثروت و از نظر فرهنگی عقب مانده با مردمی تنبل . امروز با باشگاه فارغ التحصیلان MIT دیداری داشتیم از سفارت عربستان در واشنگتن که برایم آموزنده بود. برای مثال در طول دیدار مسئول سفارت آزادانه از سیاستهای کشورش انتقاد میکرد و به کاستیهای موجود در جامعه عربستان اشاره داشت, چیزی که در یک نظام دیکتاتوری کمتر به چشم میخورد. همچنین توجهم به نکات جالب دیگری جلب شد:

  • با وجود فرهنگ قبیله ای حاکم در کشور و منابع نفتی که آنرا طعمه جذابی برای قدرتهای دنیا میکرده است, ظرف بیش از 85 سال, این کشور توانسته بدون درگیری جدی با دنیا جایگاه بین المللی خود را حفظ کرده و بهبود بخشد, ضمن اینکه کنترل منابع طبیعی یا استقلال سیاسی خود را در حد خوبی حفظ کرده است.
  • امروزه مهمترین هزینه سرمایه گذاری دولت عربستان به بهبود آموزش مردمش باز میگردد (بیش از 60 میلیارد دلار در سال).
  • با وجود فرهنگ اکیدا مرد سالار , در حال حاضر بیش از 50 درصد فارغ التحصیلان دانشگاه در عربستان دختر هستند.
  • در حال حاظر بیش از 70 درصد تولید ناخالص داخلی عربستان از تولیدات غیر نفتی می آید.
  • با وجود سرمایه گذاریهای فراوان در امور زیربنایی (به لطف پول نفت) دولت آگاهانه تلاش میکند که سرعت مدرنیزه کردن کشور به سطحی نرسد که موجب نارضایتی عمومی در میان اکثریت مردم مذهبی شود.
  • دولت با برنامه ریزی, و در نتیجه آهسته, در جهت باز کردن فضای سیاسی و اجتماعی پیش میرود. این امر به قشر متوسط و عمدتا محافظه کار امکان داده است که در مقابل اقلیت خشک مذهبی و تندرو بایستد. امروز بحثهای غالب در داخل کشور بین این دو قشر است و لذا تندروها قدم به قدم توسط مردم عادی به عقب رانده میشوند.
  • به نظر میرسد که دو عامل بالا موجب شده است که با وجود شباهتهایی مهم (مدرنیزه شدن سریع, اکثریت مذهبی, قشر متوسط رو به رشد) عربستان در شرایطی که ایران در اواخر دوران شاه داشت گرفتار نشود و به جای هم جهت شدن قشر متوسط با تندروهای مذهبی بر ضد دولت, جامعه فرصت تغییرات درونی و توسعه سیاسی و فرهنگی را از راههای غیر انقلابی پیدا کند.

هنوز عربستان کشوری است مرد سالار و سنتی با راهی پر پیچ و خم در مسیر توسعه, اما به نظر میرسد که حاکمان این کشور تاکنون از چاههای این مسیردوری گزیده اند و ممکن است بتوانند ظرف کمتر از 50 سال یکی از عقب مانده ترین و سنتی ترین کشورهای جهان را به وضعیتی قابل قبول در سطح جهان از نظر اقتصادی و فرهنگی برسانند. البته هنوز برای قضاوت نهایی در این مورد زود است, اما با نگاهی عادلانه میتوان اعتبار بیشتری به رهبران عربستان داد, حداقل در مقایسه با تصویر منفی ای که بسیاری از ما ایرانیها نسبت به اعراب داریم.

آیا آمریکا به ایران حمله میکند؟ خودتان تصمیم بگیرید!

اکتبر 13, 2007

در یک ماه اخیر اخبار مربوط به حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران افزایش چشمگیری پیدا کرده و موجب نگرانی بیش از پیش ایرانیان شده است و من هم از این قاعده مستثنی نبوده ام. در این میان تشخیص خبر از شایعه و همچنین دیدن اخبار تکراری به پیچیده تر شدن صحنه انجامیده, به طوری که هر روز چندین مقاله جدید در این مورد چاپ میشوند که عمدتا خالی از هرگونه ارزش خبری هستند و به تحلیل یا تکرار مطالب موجود در اخبار روزهای پیش میپردازند. به منظور تسهیل دنبال کردن اخبار مربوط به احتمال حمله آمریکا به ایران من لیستی از تمامی نکات خبری جدیدی که در رسانه های مختلف به چشم میخورد تهیه کرده ام و سعی میکنم آنرا به روز نگه دارم. شما میتوانید این لیست را در ویکی زیر ببینید و خودتان در مورد احتمال حمله تصمیم بگیرید. برای تسهیل بررسی این اخبار من بر اساس تحلیل خودم تاثیر هر خبر روی احتمال حمله نظامی را تخمین زده ام. در زیر خلاصه نتایجی که تا به امروز من شخصا از این بررسی گرفته ام را ارایه میکنم. لازم به اشاره است که من شخصا به شدت با حمله نظامی یا تحریم ایران مخالفم, ولی سعی کرده ام در گزارش اخبار و تحلیل ارایه شده کاملا به اخبار وفادار بمانم و از اظهار نظر شخصی خودداری کنم, لذا لحن کلامم گویای دیدگاه شخصی من نیست:

لینک به خلاصه اخبار:

http://iranattacknews.wikispaces.com/

خلاصه نتایج:

اکثریت قریب به اتفاق اخبار اشاره میکنند که هنوز تصمیمی برای حمله به ایران گرفته نشده است. به طور خاص, بوش تصمیم خود را در این زمینه نگرفته است. وزارت خارجه و دفاع به دلایل مختلف (موثر نبودن حمله, فاصله ایران تا دستیابی به تکنولوژی تولید سلاح هسته ای, احتمال انتقام گیری ایران در عراق و سایر کشورهای منطقه, تثبیت نیروهای تندرو در ایران) با حمله مخالفند ولی دفتر معاونت رییس جمهور (چینی) طرفدار حمله نظامی به ایران است (خطر ایران اتمی را بالاتر از ریسکهای بالا میبیند) و سعی دارد زمینه های حمله را فراهم کند. افکار عمومی آمریکا مخالف حمله میباشند اما افکار عمومی چندان در معدلات کابینه بوش موثر نیستند و تغییر افکار عمومی کاملا ممکن است خصوصا با متصل کردن ایران به قتل سربازان آمریکایی در عراق. با این وجود در مجموع به نظر میرسد که بوش هنوز مخالف حمله است.

برنامه ریزی های عملیاتی برای حمله احتمالی انجام شده است (این برنامه ها نه به معنای تصمیم برای اجرایی کردن آنها, بلکه برای باز نگه داشتن گزینه حمله انجام شده است). عملیات احتمالی فقط به صورت هوایی و موشکی بوده و نیروهای زمینی آمریکایی درگیر نخواهند شد. چند گزارش خبری به گستردگی این عملیات اشاره میکند. نه تنها تمامی مراکز هسته ای بلکه نیروهای نظامی (خصوصا سپاه), شاهراههای ارتباطی, زیرساختهای اقتصادی, و سران جمهوری اسلامی از اهداف حمله مذکور ذکر شده اند, هرچند که در دقت این گزارشها میتوان شک کرد. گستردگی حمله به این دلیل ذکر شده که هزینه اقتصادی حمله ناچیز و هزینه اصلی آن , که شامل عکس العملهای بین المللی و احتمال عکس العمل ایران میباشد, با افزایش گستردگی حمله کاهش می یابد. گستردگی حمله بر عامل اول تاثیر چندانی نداشته و عامل دوم را کاهش خواهد داشت, ضمن اینکه خطر ایران را برای مدت طولانی تری خنثی میکند. امکانات نظامی لازم برای حمله در منطقه موجود است (ناوهای جدیدی در خلیج فارس مستقر شده اند) در نتیجه اجرایی شدن تصمیم حمله احتیاج به زمان چندانی ندارد.

با توجه به نقطه نظر بوش و نظامیان آمریکایی سناریوی محتمل برای حمله به تصمیم مستقیم بوش باز نمیگردد, بلکه شامل گسترده شدن یک درگیری محدود به یک حمله تمام عیار میباشد. به طور خاص درگیری بر سر عراق, حمله آمریکا به قرارگاههای سپاه در مرز عراق, حمله موشکی اسراییل به یکی از مراکز هسته ای, یا دستگیری تعداد بیشتری از مقامات ایرانی در عراق میتواند به عکس العمل نظامی ایران در عراق یا اسراییل بینجامد که آن بهانه کافی را برای حمله کامل فراهم میکند. ظاهرا چینی و جنگطلبان آمریکایی متوجه این موضوع هستند و با مسموم کردن فضای عمومی بر ضد ایران, ادعای دخالت ایران در قتل سربازان آمریکایی, و گذراندن طرح مقابله با ایران در سنا و کنگره, سعی در فراهم کردن هیزم چنین جنگی را دارند. از طرف دیگر با توجه به صحبتهای رییس جمهور ایران در آمریکا و فرمانده جدید سپاه, نیروهای نسبتا تندرو نیز در ایران علاقه چندانی به ورود به چنین جنگی را ندارند و لذا عکس العمل احتمالی ایران به تحریکات آمریکایی ها ممکن است بهانه کافی برای آغاز جنگ را فراهم نیاورد.

در مجموع من نگران ایران هستم. هرچند که به نظر عمده صاحبنظران حمله به ایران یک اشتباه بزرگ است, احتمال گسترش یک درگیری اتفاقی به حمله ای تمام عیار جدی است, و بعضی در آمریکا برای عملی شدن این فاجعه تلاش میکنند. در درازمدت تر نیز دورنمای شفافی از حل و فصل اختلافات ایران و آمریکا وجود ندارد و لذا احتمال جنگ باقی خواهد ماند. عمده دولتمردان آمریکایی یک ایران اتمی را غیر قابل تحمل میدانند و تحریم یا جنگ را لازم برای مقابله با این خطر. اگر ایران بتواند آژانس اتمی را در 1.5 ماه آینده متقاعد کند, ممکن است تحریمهای بیشتر را به تعویق بیندازد, ولی بدون تعلیق غنی سازی معادلات کلی در نظر سیاستمداران آمریکایی تغییر خاصی نخواهد کرد و آنها مترصد دفع خطر ایران از طریق حمله نظامی خواهند بود. البته اگر جنگ تا پایان دوره بوش اتفاق نیفتد و یک دمکرات در آمریکا رییس جمهور شود, خطر جنگ به طور محسوسی کاهش خواهد یافت چرا که شکست ایران بالاترین اولویت دمکراتها به نظر نمی آید.